آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
36
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
عاقبت به ادارهء گارى سخت گرفتيم ، گارى ديگرى مال يكى از بادكوبهها « 1 » در آنجا حاضر بود ، يك چرخ از گارى او كرايه كردند به روى الاغى بستند ، از براى آنها فرستادند . خواستيم بمانيم تا آنها برسند ، چاپار چون پستش در اين گارى بود ، قبول نكرد . - نيم ساعت به غروب مانده حركت كرديم . - دو ساعت [ و ] نيم از شب گذشته - كه سه فرسخ راه طى كرده بوديم - به سعدآباد « 2 » رسيديم . پياده شديم ، فريضهء مغرب و عشا را ادا نموديم . خوراكى چيزى نداشت و آب آنجا هم خوب نبود . رفقا قدرى نان و تخممرغ كه داشتيم خوردند . سوار گارى شديم . سورچى و اسب گارى هم عوض شده ، حركت نموديم . قدرى كه رفتم - جناب مشير در دامان من خوابيده بودند - من گرسنه شدم قدرى نان و تخممرغ خوردم . - شش ساعت از شب گذشته ، رسيديم به كهك « 3 » . تا آنجا سه فرسنگ بود . توقف كرديم ، قدرى هندوانه خريدارى نموده ، خورديم . از كهك تا مزينان « 4 » يك فرسخ است و تمام آباديها خوب [ و ] متصل [ به ] يكديگر بود . - هفت ساعت از شب گذشته ، رسيديم به مزينان . لدى الورود به ادارهء گارى گفتم يك گارى خالى فورا فرستاد به عباسآباد كه آن گارى كه چرخش شكسته بود ، اسباب و سرنشين او را بياورد . - يك ساعت به اذان صبح مانده حركت كرديم .
--> ( 1 ) . بادكوبه شهرى از متصرفات دولت روس ( پايتخت فعلى جمهورى آذربايجان ) بادكوبه [ اى ] ها . ( 2 ) . سعدآباد : دهى است از دهستان زيراستاق بخش مركزى شهرستان شاهرود . « لغت نامه » ( 3 ) . كهك : دهى از دهستان همايى است كه در بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع است . ر . ك : لغت نامه . « به احتمال زياد " كاهك " دهى از بخش داورزن شهرستان سبزوار كه در تداول محلى آن را كهك نامند . نام اين دهكده در ص 232 جلد سوم مطلع الشمس " كاهه " ضبط شده است . » پىنويس 296 سفرنامه خانيكوف ، ص 270 . ( 4 ) . مزينان : نام يكى از دهستانهاى بخش داورزن شهرستان سبزوار . « لغت نامه »